تبليغاتX
اینده از ان ماست وقتی خدا خوابه(MARINE)
ديشب در فكر تو بودم كه قطره اشكي از چشمم چكيد به اشك گفتم چرا امدي گفت در چشم تو جا كسي است كه ديگه جاي من نيست

+ نوشته شده توسط بهار دل در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 و ساعت 20:20 |
تالار شیشه ای قلب های شفاف غرق سمفونی های نانوشته ایست که کسی حتی پش در امد ان را کشف نکرده است وهیچ کس از خود نمیپرسد که کنسرت قناری اواز خوان را چه کسی رهبری میکند بی انکه بداند که زخم قناری احتیاجی به رهبر ندارد چون قناری عاشق است
+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 و ساعت 20:6 |
شاید آن روز که سهراب نوشت: تا شقایق هست زندگی باید کرد خبر از دل پر درد گل یاس نداشت..باید اینطور نوشت: هر گلی باشی چه شقایق چه پیچک و یاس زندگی اجباریست..زندگی در گرو خاطره  هاست.. خاطره در گرو فاصله هاست .....فاصله تلخترین خاطره هاست

 

 

 

+ نوشته شده توسط اخرین مبارز در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 17:56 |
راه نیل به سوسیالیسم «کمونیسم) از دوره‌ای می‌گذرد که عالی‌ترین دوره تشدید و سختی اصل دولت است، و من شما و همه اکنون در همان دوره قرار گرفته و از آن می‌گذریم. درست مانند چراغی که قبل از خاموش شدن آخرین شعله درخشان خود را ظاهر می‌کند بهمین طریق دولت قبل از آنکه ناپدید شود ، به‌صورت دیکتاتوری پرولتاریا تجلی می‌نماید، یعنی بی‌رحم‌ترین شکل دولت ظاهر می‌شود و با نهایت قدرت و اتوریته ( اقتدار )بر حیات اتباع کشور حکومت می‌کند و به هر سمتی که بخواهد ایشان را هدایت می‌نماید ....

توضیحی به زبان ساده :
اگر بخواهیم کشور و جامعه ای را به حالت آرمانی اش برسانیم ، باید خیلی تلاش کنیم . خصوصا وقتی خیلی به این هدف نزدیک هستیم ، کار خیلی سخت تر خواهد بود .
دولت ،‌ در این حالت ،‌ بی رحم خواهد بود و به شدت بر همه جامعه کنترل خواهد کرد تا آنها خوب هدایت کند .
( توجه : این همان ویژگی است که حکومت کمونیست های شوروی ، به کار گرفتند و بدان عمل کردند و کشور را خیلی سخت و محکم کنترل کردند . )

ادامه نظریات تروتسکی :
باستثنای سپاه، هیچ تشکیلاتی مانند تشکیلات دولت طبقه کارگر در مشکل‌ترین دوره تحول، تا کنون انسان را چنین سختی و اجبار کنترل نکرده است ... دموکراتیزه کردن به طوریکه (یک شخص )مارکسیست در الفبای مارکسیسم خوانده است، عبارت از الغای مفهوم نیروهای هوشمند و به هیچ شمردن کسانیکه مالک علوم تخصصی می‌باشندْ و تعویض ایشان به‌وسیله انتخابات و صندوق آراء نیست. طبقه کارگر باید تحت قیادت پیش قراولان خود ، تعلیمات و فرهنگ خود را براساس سوسیالیسم تجدید کند . (یعنی از نو درس بخواند) هر کس که این نکته را درک نکند نسبت به الفبای فن سوسیالیسم جاهل است.»

توضیحی به زبان ساده :
اگر مارکس گفته است که کشور مردمی می شود ، به معنای آن نیست که انتخابات برگزار می شود .
چرا که انتخابات یعنی بجای برنامه ریزی از روی کارشناسی ، همه چیز را به صندوق رأی بسپاریم .
این جاهلانه است . بلکه باید همه طبقه کارگر را بصورت دقیق و آگاهانه هدایت کرد .
و این کار را باید بخشی از خود کارگران که خیلی پیش رفته اند ، انجام دهند .

ادامه نظریات تروتسکی:
در توضیح مرحله بعد و مسئله کار اجباری که در اعلامیه حزب کمونیست مانیفست کمونیسم چنین بیان داشته است: «اصل خدمت و کار اجباری برای کمونیست ، اصلی مسلم است و آنکس که کار نمی‌کند غذا هم نخواهد داشت. و چون همه ما محتاج به اغذیه هستیم، ناچار همه ما مجبور به کار کردن هستیم. خدمت و کار اجباری در قانون اساسی ما و در کل (مجموعه قوانین) کارگری ما مندرج است .... اکنون لازم است که این مطلب را برای همیشه روشن سازیم که همانطور که اصل سوسیالیزه کردن وسائل تولید، جانشین اصل مالکیت اموال در شیوه سرمایه داری شده است، اصل خدمت و کار اجباری نیز به طریق پایدار و به طریق افراطی (رادیکالی) ، جای آزادی اجیر کردن افراد را گرفته است ... و این اصل ، جوهر اصل کار اجباری است که ناگزیر وارد برنامه تشکیلات سوسیالیستی کارگران گردیده و عنصر اساسی در آن برنامه قرار گرفته است. چون حیات اقتصادی متشکل بدون کار اجباری میسر نیست. لذا کار اجباری هم بدون لغو عقیده موهوم آزادی کار و بدون تعویض عقیدة فوق با اصل الزام و اجبار واقعی تحقق نمی‌پذیرد.»

توضیحی به زبان ساده :
در حکومت کمونیستی ، همه باید کار کنند . وقتی ما در این حکومت ، کارخانه ها و مزارع را دولتی کردیم ، پس باید روش کار کردن را هم عوض کنیم .
در سرمایه داری ، همه کارگران را اجیر می کردند . و ما در اینجا باید همه بصورت اجباری ، کاری را که تعیین شده است ، انجام دهیم .
چرا که کار تعیین شده برای ما ، بصورت کارشناس ، محاسبه و بررسی شده است .

ادامه نظریات تروتسکی :

در مورد مساوات اقتصادی و سیاسی گوید:

«در عمق رقابت، یک غریزه حیاتی نهفته است و آن تقلا برای وجود است ( داروینیسم مارکسیستی) که در نظم بورژوا (نظام سرمایه داری )صورت رقابت را به خود می‌گیرد. رقابت حتی در جامعه تکامل یافته سوسیالیست هم ناپدید نمی‌شود ، بلکه با تأمین متزاید احتیاجات لازم زندگی ، رقابت کمتر صورت خودپرستی را داشته و تنها به شکل یک اخلاق ایده‌آلیست بیرون می‌آید »

توضیحی به زبان ساده :
وقتی جامعه آرمانی هم به وجود آمد و همه چیز به اندازه نیاز ، در اختیار همه کس بود ، بازهم رقابت وجود خواهد داشت . اما نه از روی خود خواهی .
بلکه بصورت یک اخلاق ایده ال . یعنی هرکس سعی خواهد کرد که بیشتر و بهتر کار کند تا انسان بهتری باشد .

ادامه نظریات تروتسکی :

در کتاب زندگانی من آمده است:

«انقلاب، از نقطه نظر ارزش مطلق شخصیت انسان، البته مردود است و همچنین است جنگ، و لذا کل تاریخ بشریت (چون دو عنصر مزبور را دارد) نیز مردود می‌باشد . با وجود این ، جوهر فکر شخصیت، تنها در نتیجه انقلابات و طغیانها بوجود آمده و رشد کرده و هنوز به مرحله کمال نرسیده است ...

حال این روش از نقطه نظر فلسفه عادی خوب است با بد، من نمی‌دانم و اقرار می‌کنم که علاقه‌ای هم به دانستن آن ندارم، ولی قطعاَ می‌دانم که این است تنها راهی که بشریت آن را یافته و می‌شناسد.
+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 و ساعت 10:17 |
عشق یعنی مستی دیوانگی  

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار اویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن                 

عشق یعنی در جهان رسوا شدن  

عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 20:1 |

مرا مرور شب و روز  مو سفید نکرد

                                          که اسیاب غم رفتن تو پیرم       

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در شنبه یازدهم اسفند 1386 و ساعت 0:50 |

عشق به زندگی را فریاد می زنیم اما افسوس که در هیایوی بی رنگ عاطفه ها گاهی قلب را در گرو اندکی محبت میگذاریم  و اینگونه قلب را بدون دریافت  چیزی  از دست می دهیم و ما هم میشویم یک بی عاطفه

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در شنبه یازدهم اسفند 1386 و ساعت 0:26 |

بهترین درس زندگی را  از تو اموختم که میگفتی زندگی ایینه رفتار ماست.هرگونه که باشیم زندگی همان گونه خواهد بود ولی حیف که من دیر فهمیدم

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در شنبه یازدهم اسفند 1386 و ساعت 0:24 |
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست بین من و عشق تو ولی فاصله ای

 نیست گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن گفتی که باید برم و

حوصله ای نیست پرواز عجب عادت خوبی یست ولی حیف که تو رفتی

 و دگیر اثری از عشق من نیست

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در جمعه دهم اسفند 1386 و ساعت 1:56 |

کی گرگ شود به بره یاور ای مرد

                                             کی دزد شود امین و یاور ای مرد

نامرد به پند مرد گیرد؟ هیهات

                                            این پنبه ز گوش خود در اور ای مرد

کی دختر شود وفادار و عاشق

                                        این فکر را ز خود دور ریز ای مرد

 

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در جمعه دهم اسفند 1386 و ساعت 1:6 |

پس از رفتنت ارزوهایم را دفن خواهم کرد.دفتر خاطراتم را به اب خواهم انداخت نبودنت را باور خواهم کرد اجازه ورود هیچ نگاهی را به خیالم نخواهم داد اما کاش قبل رفتنت به گنجشکان شهر بسپاری برق انتظار را در چشمان و نغمه های خود نگاه دارند تا شاید رفتنت را برگشتی باشد.

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در جمعه دهم اسفند 1386 و ساعت 0:34 |

از گرگ که نه ترس من از روباه است

         ترسی که همیشه با دلم همراه است

از مردم روراست ندارم ترسی

        میترسم از ان اب که اب زیر کاه است
+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در جمعه دهم اسفند 1386 و ساعت 0:29 |

تاريخ مسيريابي قدمتي برابر با تاريخ تمدن بشر دارد. برعكس بعضي از پرندگان و حيوانات كه بطور غريزي مسير خود را مشخص مي‌نمايند،‌ انسانها داراي چنين غريزه‌اي نيستند و هميشه نياز به وسيله و ابزاري دارند كه مسير را برايشان مشخص نمايد

انسانهای اولیه این کار را با سنگ چین کردن و در نظر گرفتن علائم طبیعی انجام میدادند ولی این علائم به مرور زمان از بین می رفت

 

در اوائل قرن هفدهم کشورها فقطعرض جغرافیایی را می توانستند محاسبه کنند و این کار را با محاسبه زاویه ستاره شمالی با خط افق انجام می دادند

ولی به هیچ وجه نمی توانستند محاسبه کنند طول جغرافیایی را اندازه گیری کنند و به همین خاطر بسیاری از کشتیها در اثر ناوبری اشتباه گم می شدند و دیگر هرگز پیدا نمی شدند .

 

 در نهایت بشر با اختراع ساعت توانست طول جغرافیایی را محاسبه نماید  مبداء طول جغرافیایی طبق قرارداد بین کشورها گرینویچ می باشد 


Greenwich Mean Time یا همان GMT طبق این قرارداد کره زمین که 360 درجه می باشد و هر ساعت 15 درجه خواهد بود

 

 برای مثال کشور ما ایران 03:30 + نسبت به گرینویچ جلو تر است . بشر هر روز به دنبال پیدا کردن راه جدیدی جهت ناوبری مطمئن تر بود .

 

در دوران جنگ سرد و پس از حمله غافلگیرانه به Pearl harbor در 7دسامبر 1941 آمریکاییها احساس خطر کردند و با دلیل نگرانی از آغاز جنگ ناگهانی و ازدست دادن مستعمراتشان شروع به طراحی GPS نمودند.


GPS
های اولیه بسیار پیچیده بودند و کار با آنها بسیار سخت بود  به مرور زمان GPS ها بسیار پیشرفته تر شدندولی این دستگاه فقط در اختیار وزارت دفاع آمریکا بود و هیچ سازمانی دیگر قادر به استفاده از این تکنولوژی نبود  پس از سقوط هواپیمای 007 کره ای در روسیه خاطرناوبری اشتباه ,در سال 1980 پرزيدنت ریگان اعلام کرد که استفاده از GPS برای عموم آزاد است

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در جمعه دهم اسفند 1386 و ساعت 0:17 |

از ایینه گی  چه بود سهم دل من؟

                                

جز تیرگی و رکود سهم دل من

جز بیم شکستن و فرو ریختنم

                                         جز دغدغه ای نبود سهم دل من

در رهگذر مبهم روز و شب عمر

                                          مه بوده و ابر و دود سهم دل من

یک عمر گذشت اه افسوس نشد

                                        جز" دل دل" دیر و زود سهم دل من

 

+ نوشته شده توسط اخرین مبارز در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 2:47 |

اپوزیسیون:گرفته شده از زبان فرانسه به معنایی مخالفت یا مخالفان در معنایی وسیع کلمه عبارت است از کوشش اتحادییه هاو حزب ها برای دست یابی به هدف هایی در جهت مخالف هدف هایی دارندگان قدرت.

 

استالینیسم:سیاست ها و روش های حکومت استالین(1879-1953)نخست وزیرو دبیر کل حزب کمونیست. استالینیسم ایدئولوژی خاصی نیست بلکه روش های کار بست مارکسیسم- لنینیسم است.

 

بورژوا:درقرون وسطا به فردی از شهر ازاد که نه دهقان بود نه ارباب گفته می شد

در کل بورژوا فردای از طبقه میانه است.

 

پاکسازی:در اصطلاح کمونیست ها رویه ای است برای نگهداشت پاکی حزب کمونیست پیراستن ان از عناصر فاسد و مشکوک و نخستین بار در گنگره دهم حزب کومنیست مطرح شد.

 

+ نوشته شده توسط اخرین مبارز در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 2:4 |
امشب به قدر وسعت باران گریستم

                               

                           مثل تو ای ابر بهار فراوان گریستم

من مثل لحظه های پر پیچ و تاب تو

                            ای التهاب مبهم باران فراون گریستم

با کوچ روح سبز نجابت از ایلمان

                           بر مرگ عشق و غربت ایمان گریستم

ان روز که بر لب هابیل خون شکفت

                          بر اولین جنایت بشر گریستم

مثل غرور سبز ترک خورده بهار

                         امشب به قدر وسعت باران گریستم

 

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 0:50 |

در طواف شمع میگفت این سخن پروانه ای

                                       سوختم زین ا شنایان خوشا بیگانه ای
+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 0:37 |

خسته از راه می رسم با عشق      

ریشه دارد هنوز در ما عشق

دل به دریا بزن بیا یک روز

با من از کوچه باغ های عشق

خسته ای از همیشه از تکرار

خسته از شعر های من یا عشق

هر کجا پرسه زدم دیدم

سر پناهی  نمانده  الا عشق    

 

 

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 0:13 |

باز  شب شد چقدر تنهایم گفته بودی که شبی می ایم باز شب شدو از پنجره ام همچنان را تو را می پایم   کنج این پنجره ها شب هر شب منم و گریه و های هایم پشت این پنجره ها تا سحر پنجه بر پیکر شب می سایم

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 0:18 |

مهم نیست که قشنگ باشی/ قشنگ اینه که مهم باشی حتی واسه یه نفر

 

زیبا ترین عکس ها در اتاق های تاریک ظاهر میشن پس هر وقت توی فسمت تاریک زندگی واقع شدی بدان که خدا قسط داره یه تصویر زیبا ازت بسازه.

امشب آرزوهات رو روی بال فرشته ها بزار و تا رسیدنشون به آسمون دعا کن صدای اجابت که رسید منو فراموش نکن التماس دعا.

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 21:32 |

در عشق اگر عذاب دنیا بکشی/ با اشک هر دو دیده طرح دریا بکشی / تا خلوت من هزار فرصت باقیست/تنها نشدی که درد تنهایی بکشی.

کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه ی فردا نبود کاش بودی تا فقط باور کنی بی تو هرگز زندگی زیبا نبود

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 21:29 |

آنگاه که نمی دانم چه می گویم ، جز راستی چیزی بر زبانم جاری نیست

 

نتیجه گیری زود پس از رخدادهای مهم زندگی از بی خردی است

 

در نظر خردمند شادیی که غم به دنبال دارد بی ارزش است

 

اگر مي خواهي بنده كسي نشوي ، بنده هيچ چيز مشو

 

اعتقاد به بخت و قسمت بدترين نوع بردگي است

 

در میان آتش و زنها افتادن هر دو یکی است

 

امید غذای روزانۀ بیچارگان است

 

گریه چرا ؟ فتح را آرزو کنید

 

پاکی نفس جدایی می آورد

 

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 0:16 |
شنیدن خبر سفر دکتر بشیریه استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران به آمریکا آهی بر دل نشاند. دکتر بشیریه که در تبیین و گسترش نظریه های دموکراسی در ایران نقشی ویژه دارد بالاخره پس از تحمل نامهربانی های بسیار به بهانه ی تدریس و پژوهش عازم آمریکا شد. سیاست های حذفی دولت نهم در برخورد با تفکرات منتقد و پاکسازی آنان، در توفیق جذب نخبگان این مرز و بوم توسط آمریکا کمک بسزایی داشته است. دکتر بشیریه پس از آنکه از تدریس اش در دانشگاه تهران توسط وزارت علوم دولت نهم ممانعت شد و آنجا که از پیگیری ها جهت بازگشت به آغوش دانشگاه نامید شد، دعوت دانشگاه "سیراکیوز نیویورک" را پذیرفت. به نظرم اینها همه سندی افتضاح، برای تاریخ یک ملت است. ملتی که یک به یک بزرگان خود را از دست می دهد. اگرچه دولت مهرورز می خواهد ریشه ی اندیشه های مخالف خودکامگی را بخشکاند اما باید بداند ریشه هایی که به مدد ظهور و حضور چهره هایی چون دکتر بشیریه پرورش یافته اند چنان در جان این آب و خاک ریشه دوانده اند که دیگر کسی یارای نابودی آن را نخواهد داشت. انشاء الله
+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت 14:14 |

هنگام ديدن كسي كه عاشق او هستيد تپش قلب شما زياد شده و هيجان زده خواهيد شد اما هنگاميكه كسي كه را دوست داريد مي بينيد احساس سرور و خوشحالي مي كنيد .
 هنگاميكه عاشق هستيد زمستان در نظر شما بهار است وليكن هنگامي كه كسي را دوست داريد زمستان فصلي زيباست .
 وقتي به كسي كه عاشقش هستيد نگاه مي كنيد خجالت مي كشيد و ليكن هنگامي كه به كسي كه دوستش داريد نگاه مي كنيد لبخند خواهيد زد .
هنگاميكه در كنار معشوقه خود هستيد نمي توانيد آنچه را كه در ذهن خود داريد بيان كنيد ولي در مورد كسي كه دوستش داريد شما توانايي آنرا خواهيد داشت .
 در مواجه شدن با كسي كه عاشقش هستيد خجالت مي كشد و حتي دست و پاي خود را گم مي كنيد اما در مورد كسي كه دوستش داريد راحت تر بوده و توانايي ابراز وجود خواهيد داشت .
شما نمي توانيد به چشمان كسي كه عاشقش هستيد مستقيم و طولاني نگاه كنيد اما مي توانيد در حالي كه خنده اي بر لب داريد مدتها به چشمان كسي كه دوستش داريد نگاه كنيد .
 وقتي معشوقه شما گريه مي كند شما نيز گريه خواهيد كرد اما در مورد كسي كه دوستش داريد سعي بر آرام كردن او خواهيد داشت .
احساس عاشق بودن و درك آن از طريق ديدن است اما دوست داشتن از طريق شنوايي و صحبت كردن است .
 شما مي توانيد يك رابطه دوستي را پايان دهيد اما هرگز نمي توانيد چشمان خود را بر احساس عاشق بودن ببنديد چرا كه حتي اگر اين كار را بكنيد عشق همچون قطره اي در قلب شما و براي هميشه خواهد ماند .

 

+ نوشته شده توسط بهار دل در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت 0:21 |

بیا دنیا رو تقسیم کنیم ، ستاره ها مال تو آسمون مال من، ماه مال تو خورشید مال من ، اصلا "همشون مال تو ولی تو مال من"

 

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 13:22 |

من پذیرفتم شکست خویش را/ پندهای عقل دور اندیش را/ من پذیرفتم که عشق افسانه است/ این درد دل دیوانه است/ می دونم از رفتن باش شاد / از عذاب دیدنم آزاد باش/ گرچه تو زود تر از من می روی/ آرزو دارم ولی عاشق شوی/ آرزو دارم بفهمی درد را / تلخی برخوردهای سرد را.

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 13:19 |
زندگی کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذرد و قلب ها گرامی تر از آنند که بشکنند آنچه از روزگار به دست می آید با خنده نمی ماند و آنچه از دست برود با گریه جبران نمی شود ،فردا خورشید طلوع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم.

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 13:14 |