تبليغاتX
اینده از ان ماست وقتی خدا خوابه(MARINE)
+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در جمعه سی و یکم خرداد 1387 و ساعت 22:0 |
+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 و ساعت 0:52 |
+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 0:51 |

اينجا ايران است

 رهبرش ،رهبر مستضعفين جهان است.

 قوت غالب مردم نان است.

 بهاي نان،به قيمت جان است.

 ثروتش براي فلسطينيان است.

دانشگاهش ،ستاره باران است.

 جاي روشنفكرانش ، زندان است.

 هر كه فرياد بزند ،از كافران است.

سكوت نشانه مسلمان است.

شركت در راهپيمايي بزرگترين نشانه ايمان است.

انچه روز به روز ارزان ميشود جان انسان است.

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 و ساعت 1:47 |

گامی به پیش می نهم

 

گامی به پس رانده می شوم

 

به راهپیمایان می پیوندم

 

و سپس ارام بیرون می خزم

 

نگه می کنم به پوسترهای روی دیوار چپ

 

و به جماعتی که در برابر ان گرد امده اند

 

انگاه به پوسترهای دیوار راست

 

و به مردمی که در برابر انها ایستاده اند

 

به سربازانی ماننده اند که در دو جبهه به سی یک دیگر شلیک می کنند

 

و گلوله هایی از فراز سر من در پروازند

 

اه سقراط خیابان ها کجایی؟

 

در کتاب ها خوانده ام که تو قادری حقیقت را به جوانان بنمایی

 

پس چگونه از یاد برده ای سرزمین مرا

 

بی پناه تر از همه جهان

 

و سرگشته تر از همه دوران ها

 

این جا مرز بین اری و نه پیدا نیست

 

اینجا حقیقت عروسک خیمه شب بازی است

 

در نقشی دوگانه

 

 یکی می گوید : هر انچه من اندیشم می باید حقیقت نام گیرد

 

دیگری میگویید : هر گاه هر انچه تو ، هر ان چه من گردد ، حقیقت نام خواهد گرفت

 

حقیقت طعمه لذیذی می شود

 

برای به دام انداختن ماهی اویخته از قلاب

 

با چشمان گرد نزدیک بینشان

 

ناتوانند از دیدن دام های گسترده در برابرشان

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در دوشنبه بیستم خرداد 1387 و ساعت 0:13 |

هر دوست که بی وفاست دشمن به از اوست

 

هر نقره که کم بهاست  اهن به از اوست

 

هر دست نمک خورد نمک دان بشکست

 

در مسلک رندان جهان سگ به از اوست

 


 

 

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 و ساعت 0:24 |

کاش میتوانستم بگویم چقدر دلتنگ لحظاتی هستم که ساده از ان گذشتم
زندگی در حالی سپری میشود که نمیدانم فردایی هست یا نه؟ و من به این
امید زنده ام که یک روز به او برسم و سرود زندگی را شادتر  زمزمه
کنم

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در شنبه هجدهم خرداد 1387 و ساعت 0:11 |
+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در جمعه هفدهم خرداد 1387 و ساعت 0:5 |

 

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 و ساعت 1:17 |

کاش میشد بی تفاوت از همه چیز گذشت کاش میشد چشم بر این همه

دروغ بست و تلخی ها و بی رحمی ها را به روی خود نیاورد. کاش

نگاهی تمام هستیت ر ا به اتش نمی کشید کاش ان قدر دستهایمان با

سخاوت و زلال بود که قلب شکسته ای را ارام میکرد

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 0:19 |
+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 و ساعت 2:14 |
+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در پنجشنبه نهم خرداد 1387 و ساعت 2:28 |

نام من هر چند از دل تو پاک شد/ نام تو با هر تپش  در لبم تکرار شد /

 

نام من بی معنی  و دیگر برایت هیچ نیست /نام تو حک شد بر قلبم تا

 

زمانی که تنم در خاک شود

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت 0:8 |

اسمان  امشب به حالم گریه کن / روح تب دار مرا پاشویه کن / عاشقی زده اتش بر پیکرم / گریه

 

کن بر مجلس ختم دلم /گریه کن بر من که روحم تیر خورد / شانه احساس من شمشیر خورد /

 

 

 شوخ چشمی بی شکیبم کرده است / با خودم حتی غریبم کرده است / شوخ چشم است دلم در

 

 چنگ اوست / هر چه است از چشم پرنیرنگ اوست / ان بلا ان درد سینه سوز / از کجا امد

 

 نمیدانم هنوز / شاید از اون توی جنگل راز / شاید از پشت کبرهای نیاز / امد و از بام روحم سر

 

 کشید / از سر پرچین قلبم پر کشید / امد و من پیش پایش گم شدم / از جنون ورد مردم شدم / 

 

امد و از دردش پرم کرد و گذشت / بی وفا ، سیلی خورم کرد و گذشت / امد و چو شمع ابم کرد

 

 و رفت / عاشقم کرد خرابم کرد و رفت / رفت طاق عشق من اوار شد / رفت و معصومیتم بر

 

دار شد / رفت و کوی طاقتم را گرد باد برد /  یوسف امید من در چاه مرد /

 

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در یکشنبه پنجم خرداد 1387 و ساعت 0:21 |

باز باید عشق را پر پر کنیم / اری اری ارزو کمتر کنیم / دیدی اخر قفلها را وا نکرد/  دیدی اخر خواب را زیبا نکرد/ اه ای دل مرثیه خوانش شدی / او رهایت کرد و در دامش شدی / گفته بودی که راه ما با او دو تا ست / عشق ورزیدن به او کاری خطاست / اه از دست غریبی ات ای دلم /  از وفاداری بی حدت  دلم / دیدی ای دل او دعایت کرد و رفت / زخم خوردی  او رهایت کرد رفت / دیدی اخر بال پروازت شکست / اسمان در مجلس ختمت شکست /  ای دل بیچاره معشوقت کجاست / مرده ای با من بگو قبرت کجاست /  اه ای  دل بازم باران گرفت / زیر چتر عشق قلبم جان گرفت / اه پایم مانده در  دام تو عشق / بی پناهم اشنایم با تو ای عشق / باز یادم امد ان سوز گداز / ان عطش ان وادی ان راز نیاز /  باز سویت امدم  در باز کن / باز در گوشم  سخن اغاز کن / باز میخوانم عزل  از روی عشق /  عشق من شیرینی است مثل خواب / ای دل بی تاب من مهلت بده / جان حلاج دلم فرصت بده /  اینک این پیمانه را لبریز کن / ساغر ما را از سر خود لبریز کن / باز راهی ده مرا میخانه کو /  بی پناهم من بگو کاشانه کو / فصل شعر باده مستی کجاست / اخرین سجاده هستی کجاست / کو شرابی تا وضو سازم بدان /  کو دلی تا سجده کنم بر ان / کاش میشد لحظه ای باور کند / عشق را تنها ساغر کند / اه عشقم را شرابی بیش نیست / مزد عشقم التهابی بیش نیست / کاش میشد کمتر ارزو کنیم / تا نشاید عشق را پر پر کنیم

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در شنبه چهارم خرداد 1387 و ساعت 0:37 |

این هم از یک عمر مستی کردنم/ و این همه شب پرستی کردنم/  هر کس که شود اهوی دشت /

 

ای دل بیچاره دیدی برنگشت / من که گفتم این بهار افسردنی است / من که گفتم این پرستو رفتنی

 

 است /  من که گفتم  بر دل بی بند بار / عشق یعنی رنج انتظار /  عشق خونت را دواتی می

 

کنید /  شاه باشی عشق ماتت میکند / اه عجب کاری به دستم داد دل / هم شکست و هم شکستم داد

 

 دل

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در پنجشنبه دوم خرداد 1387 و ساعت 0:1 |
+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 0:15 |