تبليغاتX
اینده از ان ماست وقتی خدا خوابه(MARINE)

ساقي بده پيمانه اي،زآن مي كه بي خويشم كند

بر حسن شو انگيز تو،عــاشق تر از پيشم كند

 

زآن مي كه در شبهاي غم ، بارد فروغ صبحدم

غافـــل كند از بيش و كم  ،فارغ ز تشويشم كند

 

نور سحرگاهي دهد ، فيضي كه مي خواي دهد

با مسكنت ، شاهي دهد ،  سلطان درويشم كند

 

سوزد مرا ســـــازد مرا ، در آتش اندازد مرا

و ز من رها سازد مرا، بيگانه از خويشم كند

 

بستاند اي سرو سهس، سوداي هستي از رهي

يغما كنـــد انــديشه را ،  دور از بد انديشم كند

+ نوشته شده توسط بهار دل در شنبه سی ام شهریور 1387 و ساعت 13:17 |

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در شنبه سی ام شهریور 1387 و ساعت 10:18 |

 

پ ن: از این به بعد امپراطور  با نام اخرین مبارز مطلب مینویسه

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 و ساعت 23:25 |
 من آریایی ام . جهان من ایران است.

  پیامبر من کورش بزرگ است .

 امامان من داریوش بزرگ،خشایار  شا،مازیار،انوشیروان عادل، یزدگرد   .

امام زمان من کاوه اهنگر است.

     رو حانیون من فردوسی،مولوی ،حافظ،سعدی و ابن سینا.

     کتاب مقدس من شاهنامه است .

     اصول و فروع دین من لوح حقوق بشر کورش بزرگ است.

     عاشورای من قادسیه است.

    شهدای من رستم فرخزاد و بابک خرمدین است.

    پرچم من درفش کاویانی است.

    بهشت من ازادی است.

  عید من مهرگان و نوروز است. محراب من دل است. دین من عشق است.

            

 

        

     

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 و ساعت 1:20 |

به خـاطـر خوب داری ، تو قـلبـم غم داری چیزی رو کـم داری

چشمام چرا باز بارونـیـه

شـب همـیشه به همـین آرامـیه

ببین مـنو که باز اینجا تنهـا

بشین نرو بی تو غرق غم هام

سخت برام که پر از کینه شم ،

وقتی تو طبیب خوابمی، پس بیا پیشم

وقتی پیشمی چشمایی من برق داره

 با تو بودن واسم خیلی فرق داره

انگـار بازم دل من بازهوای شب داره

 حتما می خواهی عـاشـق بشی یک باره

بیا پیش من موهات افشـون باشـه

 شایـد خواب من خیال افسـون باشه

زمستون من با تو بـهـار وقتی نیستی دل هوای گریـــــه داره . . .

 صـــــدا  ، صـــــدای تـو

آروم نمی گیرم

آهسته تنـها غرق تو میمیرم

رفتی دل بریدی سـاده ، از منو ، اون همـه بی تـابی

انـگار نه انـگار گفتی با من ، می مونی تا ظـهر مهـتابی

بهـت میگم فقط مال من باش واسه پرواز دو تا بـال من باش

اشـتباه از من یک بار بخـشـش از تـو

دل بستـم به تو تا آخر خط هستم ، دلبنـدم از دنیا دل کنـدم، دلتـنگم 

هنوزم با تو یک رنگـم ، می جنگـم  تو رو بیارم به چنگـم 

می ترسم از اینکه بری دیگه نیایی

گفته بودی با من تا آخرش می یایی

کـاشکـی می دونستی که دیگه طاقـت ندارم

به چه زبونی بهت بگم دوســـتت دارم

رفتی دل بردی سـاده از منو اون همـه بی تـابی

انـگار نه انـگار گفتی با من ، می مونی تا ظـهر مهـتابی

مـهـتـابــــــــی . . .

 

 

+ نوشته شده توسط اخرین مبارز در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 و ساعت 19:37 |

 

گـل بود  و سبـزه بود  و سرود پـرنده بـود

در  آفتاب ،  گـرمی   شــادی  دهنده  بـود

بـر آب  و خـاک ،  با بهشتی  وزنده  بـود

در باغ  بود ، کاجی  پر  شاخ  و سهمگین

دستی  بیاد گـاری  صد سـال  پیـش از این

بـر آن درخـت ، نام  دو  دلداده   کنده  بـود

 

                   پـروانه و فریدون ، صد سال پیش از این

                   یک  روز  آمدند  در  این  بـاغ   دلنشین

                   گـل  بود  و سبـزه  بود و دم تند  فریدون

                  می گشت  قوی  سیمین بـر  آب  سیمـرنگ

                  بر روی شاخه مرغک خوشرنگ می سرود

                  بنگر چگونه  غنچه ی  نازک  دهان  گشود

 

 امـروز  زیر شـاخه ی این کـاج سهـمناک

پــروانه  و فریـدون   گـردیـده انـد  خـاکـ

رخسار باغ ، زرد و برهنه اسـت شـاخ تاک

خـورشید نیـست ، گرمی شـاد دهـنده نیـست

گـل نیست، سبـزه نیست، سرود پرنده نیـست

از بـاد سخـت ، دامـن دریـاچـه چـاکـــ چـاکـــ

 

                  امــا   هنوز   بر   تنه   کـاج   سـالـدار

                  نـام  دو  یــار  دیرین مانده  به  یـادگـار

                  بــالای  کـاج ، نندر در  ابـــر  اشـکبـار

                  می غرد  از  تـه دل : ای تـیـره آسـمـان!

                  جـز نـام ،چیـزی دیـگر مـاند دراین جهـان؟

                  یـــا   نـــام   نیـز  مــیرود  از  یـــادگـــار؟

 - آنـقدر مـرده ام

  که هیـچ چیز مرگـــــ مـرا دیگر

  ثابتـــ نمی کند

 

 - ای ستاره ها ، ستاره ها  ستاره ها

  پس دیار عاشـقان جاودان کجاست؟

 

  - مـن از تـو می مردم

  اما تو زنـدگـانی من بودی

 

  - من به نومـیدی خود معتادم

 

 مـی توان چـون آبـــــ  در گودال خـود خوشـکیـد

                                                                                                           گلچین گیلانی .  .  .  .

+ نوشته شده توسط اخرین مبارز در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 و ساعت 16:21 |

بوی گندم مال مـن

هر چی که دارم مال تـو

یک وجب خاکــ مال مـن  

هـر چی می کارم مال تـو

اهل طاعونیه این قبیله مشرقیـم

تویی اون مسافر شـیشـه ای شهر فرنـگ

پوستم از جنس شبـه پوست تو از مخمل سرخ

رختم از تاوله تن پوش تو از پوست پلنـگ

نباید مرثیه گو باشیم واسه خاک تنـم

تـو آخر مسافری , خون رگــ اینجا منـم

تـن من خاک منه ساقه ی گندم تن تـو

تـن ما تشنه ترین , تشنه ی یک قطره آبـــ

-------------------------------------------------

بعد از 5 سـال !!!

ســکوت بهترین موهبت

مرگــ, گریــه,غــم

شادی چند لحظه ای در حالی که خودت می دانی که پوچ است

اما چه لذتی دارد در عین ناباوری

ای کاش برای چند لحظه شادی واقعی را احساس می کردی بدون پوچی ها

احساس سرمای ملایم را در یک وانت دم غروب کنار کوه جاده خاکی سفر به جوپار چقدر عـالی بود چقدر عـالی بود

حتی در خواب مهم نیست چون دوتایش گذراست اما در خواب لذتی دیگر دارد که در بیداری ندارد

به خــــــدا هنوز سرمایش را احساس می کنم امــــا

. . .

 

+ نوشته شده توسط اخرین مبارز در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 و ساعت 22:56 |

برو ای دوست برو!

برو ای دختر پالان محبت بر دوش!

دیده بر دیدهءمن مفکن و نازم مفروش

من دگر سیرم... سیر!

بخدا سیرم از این عشق دو پهلوی تو پست!

تف بر آن دامن پستی که ترا پروردست!

. . .

کم بگو،جاه تو کو؟ مال تو کو؟بردهء زر!

کهنه رقاصهء وحشی صفت زنگی خر!

گر طلا نیست مرا ،تخم طلا، . . . مَردم من

زادهء رنجم و پروردهء دامان شرف

آتش سینه صدهاتنِ دلسردم من

دل من چون مأمن صد شور و بسی فریاد است

ضربانش؛ جرس قافلهء زنده دلان

طپش طبل ستم کوب، ستم کوفتگان!

چکش فخر ز دنیای شرف روفتگان

تک تک ساعت پای شب بیدار است

دل من ای زن بد بخت هوس پرور پست

شعلهء آتش شیرین شکن فرهاد است

حیف از این قلب از این قبر طرب پرور درد

که بفرمان تو، تسلیم تو جانی کردم

حیف از آن عمر که با سوز و شراری جانسوز

پایمال هوسی هرزه و آنی کردم

در عوض با من شوریده چه کردی ؟ نامرد

دل بمن دادی؟نیست؟

صحبت از دل مکن این لانه شهوت دل نیست!

دل سپردن اگر این است که این مشکل نیست!

هان بگیر این دلت از سینه فکندیم بدر!

ببرش دور......ببر!

ببرش تحفه ز بهر پدرت،گرگ پدر!!!

 

کارو

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 و ساعت 19:1 |

 

 

مامانه داشته واسه بچه خودش لالايي  می خوند    بعد ازیک ربع، بچهه ميگه: مامان خفه شو ميخوام بخوابم

 در تبریز به خاطر میلاد امام علی به هر کی اسمش میلاد بود جایزه دادن!!

 یک سال یک ماه از محرم گذشته بوده ولی هنوز تو شهر صدای سینه زنی میومده .مردم میرن پی ماجرا می بینند دسته ترکها تو کوچه بن بست گیر کرده!!!

 یارو نصف شب بلند میشه میره دزدی.توی یک خونه ای مشغول بوده یکدفعه  صاحب خونه سر میرسه.یارو میره پشت دیوار.طرف سایشو میبینه.میگه کیه اونجا قایم شده.یارو میگه هیچی...گربه...بعععع بعععع !!!

 یارو میره نماز جمعه جو میگیرش  موج مکزیکی میاد

 زنه یارو به شوهرش میگه:سه تا حیوون وحشی نام ببر که با (خ) شروع بشه؟ ترکه میگه:خودت خواهرت  خدا بیامرز مادرت

 به علت استقبال گسترده هموطنان شهادت طلب دولت برای برنامه "یک ماه ، یک پرواز، یک سقوط " ثبت نام به عمل می آورد..............شهادت پیشاپیش مبارک

 طرف میخوره زمین واسه اینکه ضایع نشه در جا 800 تا شنا میره

 یه روزیه اصفهانیه تو مسابقه رالی مسافرکشی می کنه

 یارو از برج میلاد میفته پایین همه جمع میشن دورش یزدیه میرسه میگه چیزیش نیست یکتا چای نبات داغ بخوره خوب میشه

 اخبار جدید:رئیس بهشت زهرا به جرم فروش سوالات شب اول قبر دستگیر شد

 امام جمعه اردبیل در خطبه های خود فرمودند:هنگام نوشیدن آب سه تا بسم الله بگویید زیرا در آب سه تا جن هست!...2تا جن بنام هیدرو جن 1 دونه هم بنام اکسی جن

 میگن زمان جنگ یه خلبان عراقی داشت رشت رو بمباران می کرد دید مردم بخار ندارن اومد پایین با کمربندش شروع کرد به زدن مردم

 اصفهانیه خونش آتیش میگیره به آتش نشانی اس ام اس میفرسته

 یه بار ترکها با لرها دعواشون میشه لرها سنگ پرت میکردن ترکها هد میزدن

 اطلاعیه در رشت:پسرهای تک پدر از سربازی معاف می شوند

 تركه رفت توي طويله كه پر از الاغ بود.با خودش گفت عجب آينه كاري قشنگيه!!!

+ نوشته شده توسط اخرین مبارز در یکشنبه دهم شهریور 1387 و ساعت 14:52 |
حالا که کار تو شده پر از نیرنگ و ریا
حالا که دل تو شده فرسنگها دور از خدا
به من نگو دوست دارم که باورم نمی‌شه
نگو فقط تو رو دارم که باورم نمی‌شه

به من نگو دوست دارم که باورم نمی‌شه
نگو فقط تو رو دارم که باورم نمی‌شه

تو با این چرب زبونی هی به من دروغ می‌گی
می‌خواهی گولم بزنی هی به من دروغ می‌گی
به من نگو دوست دارم که باورم نمی‌شه
نگو فقط تو رو دارم که باورم نمی‌شه

حالا که کار تو شده پر از نیرنگ و ریا
حالا که دل تو شده فرسنگها دور از خدا
به من نگو دوست دارم که باورم نمی‌شه
نگو فقط تو رو دارم که باورم نمی‌شه

به من نگو دوست دارم که باورم نمی‌شه
نگو فقط تو رو دارم که باورم نمی‌شه

تو با دل شکسته‌ام انقده جفا نکـــن
تو اگه دوستم نداری اینجوری بد تا نکن
به من نگو دوست دارم که باورم نمی‌شه
نگو فقط تو رو دارم که باورم نمی‌شه

به من نگو دوست دارم که باورم نمی‌شه
نگو فقط تو رو دارم که باورم نمی‌شه

به من نگو دوست دارم که باورم نمی‌شه
نگو فقط تو رو دارم که باورم نمی‌شه
+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در یکشنبه سوم شهریور 1387 و ساعت 23:22 |
 

 

+ نوشته شده توسط اخرین مبارز در یکشنبه سوم شهریور 1387 و ساعت 21:48 |

خوشا عاشق شدن اما جدائی

خوشا عشق و نوای بینوائی

خوشا در سوز عشقی سوختن ها

میان   شعله اش  افروختن ها

چو عاشق از نگارش کام گیرد

چراغ    آرزوهایش   بمیرد

اگر میداد لیلی کام مجنون

کجا افسانه میشد نام مجنون؟

هزاران دل بحسرت خون شدن از عشق

یکی در این میان مجنون شد از عشق

در این آتش هر آنکس بیشتر سوخت

چراغش در جهان روشن تر افروخت

         نوای    عاشقان   در  بینوایست

         دوام   عاشقی ها   در   جدایست

                                                                                           ((مهدی سهیلی)) 

 

 

 

+ نوشته شده توسط اخرین مبارز در جمعه یکم شهریور 1387 و ساعت 15:37 |