افراد غمگيـن به مهـتـاب نگاه ميكنند تا غم از دلشان دور شود ، اما اي مـاه امشب تو به خاطر بخـت من نـاراحتـي
من امـيد داشتم بخت خود را در تو ببينـم اما مي بينـم كه تو هم غبـار گرفته هستي ، بخت مرا نشـان نمي دهـد
خورشـيد لباس تيره اي از ابر پوشيده است ، لباس خوب فصل پايـيـز خورشـيد هميشه ابري است
بگذار تا جانم در طلب معشـوق فـدا شود زيرا كاري بهتري از اين نمي توانم انجام بـدم
امشـب اي مـاه آسماني آرامش ببـخش دل من هستي ، زيرا اي مـاه درد من و تو يكـي است
تو اي كسي كه براي رسيدن به معشوق دائم در حال حركتي ، مثل من هيچ وقت آسايش نداشتي
هر شـب يك دامن اشك مي باري مـاه ستـارگان و خورشـيد پروين قطرات اشك تـو هستند
تا چه زماني به اين قـلـب غمگين سركشي ميكني اي پرستو(معشـوق)
اي معشـوق كه با آمدنـت خبر از فصل بـهـار ميدهي
- و نگاهـم
مثـل يك حـرف دروغ
شرمگيـن و فروافتـاده اسـت
- مـن از نهـايت تـاريـكي
و از نهايت شــب حـرف مـيزنـم
- مرداب هاي الكل
با آن بخـار گس مسموم
انبوه بي تحرك روشنفكران را
به ژرفــنـاي خويـش كشـيدنـد
-عشــق ؟
تنهاسـت و از پنجره اي كوتـاه
به بيـابـان هاي بي مجنـون مي نگرد
- افسـوس ، ما خوشبختيم و آراميـم
افسـوس ، ما دلتنگ و خاموشيـم
خوشبخـت ، زيرا دوسـت ميداريـم
دلتنگ ، زيـرا عشــق نفـريني سـت

+ نوشته شده توسط اخرین مبارز در چهارشنبه سوم مهر 1387 و ساعت
15:7 |