تبليغاتX
اینده از ان ماست وقتی خدا خوابه(MARINE)

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 و ساعت 21:51 |

افراد غمگيـن به مهـتـاب نگاه ميكنند تا غم از دلشان دور شود ، اما اي مـاه  امشب تو به خاطر بخـت من نـاراحتـي

 من امـيد داشتم بخت خود را در تو ببينـم اما مي بينـم كه تو هم غبـار گرفته هستي ، بخت مرا نشـان نمي دهـد

 خورشـيد لباس تيره اي از ابر پوشيده است ، لباس خوب فصل پايـيـز خورشـيد هميشه ابري است

 بگذار تا جانم در طلب معشـوق فـدا شود زيرا  كاري  بهتري  از اين نمي توانم انجام بـدم

 

 امشـب اي مـاه آسماني آرامش ببـخش دل من هستي ، زيرا اي مـاه درد من و تو يكـي است

 

 تو اي كسي كه براي رسيدن به معشوق دائم در حال حركتي ، مثل من هيچ وقت آسايش نداشتي

 

هر شـب يك دامن اشك مي باري مـاه ستـارگان و خورشـيد پروين قطرات اشك تـو هستند

 

تا چه زماني به اين قـلـب غمگين سركشي ميكني اي پرستو(معشـوق)

  اي معشـوق كه با آمدنـت خبر از فصل بـهـار ميدهي

 

- و نگاهـم

 مثـل يك حـرف دروغ

   شرمگيـن و فروافتـاده اسـت

 

 

- مـن از نهـايت تـاريـكي

  و از نهايت شــب حـرف مـيزنـم

 

- مرداب هاي الكل

   با آن بخـار گس مسموم

    انبوه بي تحرك روشنفكران را

      به ژرفــنـاي خويـش كشـيدنـد

 

-عشــق ؟

  تنهاسـت و از پنجره اي كوتـاه

   به بيـابـان هاي بي مجنـون مي نگرد

 

- افسـوس ، ما خوشبختيم و آراميـم

  افسـوس ، ما دلتنگ و خاموشيـم

   خوشبخـت ، زيرا دوسـت ميداريـم

   دلتنگ ، زيـرا عشــق نفـريني سـت

+ نوشته شده توسط اخرین مبارز در چهارشنبه سوم مهر 1387 و ساعت 15:7 |

بوی گندم مال مـن

هر چی که دارم مال تـو

یک وجب خاکــ مال مـن  

هـر چی می کارم مال تـو

اهل طاعونیه این قبیله مشرقیـم

تویی اون مسافر شـیشـه ای شهر فرنـگ

پوستم از جنس شبـه پوست تو از مخمل سرخ

رختم از تاوله تن پوش تو از پوست پلنـگ

نباید مرثیه گو باشیم واسه خاک تنـم

تـو آخر مسافری , خون رگــ اینجا منـم

تـن من خاک منه ساقه ی گندم تن تـو

تـن ما تشنه ترین , تشنه ی یک قطره آبـــ

-------------------------------------------------

بعد از 5 سـال !!!

ســکوت بهترین موهبت

مرگــ, گریــه,غــم

شادی چند لحظه ای در حالی که خودت می دانی که پوچ است

اما چه لذتی دارد در عین ناباوری

ای کاش برای چند لحظه شادی واقعی را احساس می کردی بدون پوچی ها

احساس سرمای ملایم را در یک وانت دم غروب کنار کوه جاده خاکی سفر به جوپار چقدر عـالی بود چقدر عـالی بود

حتی در خواب مهم نیست چون دوتایش گذراست اما در خواب لذتی دیگر دارد که در بیداری ندارد

به خــــــدا هنوز سرمایش را احساس می کنم امــــا

. . .

 

+ نوشته شده توسط اخرین مبارز در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 و ساعت 22:56 |

 

 

مامانه داشته واسه بچه خودش لالايي  می خوند    بعد ازیک ربع، بچهه ميگه: مامان خفه شو ميخوام بخوابم

 در تبریز به خاطر میلاد امام علی به هر کی اسمش میلاد بود جایزه دادن!!

 یک سال یک ماه از محرم گذشته بوده ولی هنوز تو شهر صدای سینه زنی میومده .مردم میرن پی ماجرا می بینند دسته ترکها تو کوچه بن بست گیر کرده!!!

 یارو نصف شب بلند میشه میره دزدی.توی یک خونه ای مشغول بوده یکدفعه  صاحب خونه سر میرسه.یارو میره پشت دیوار.طرف سایشو میبینه.میگه کیه اونجا قایم شده.یارو میگه هیچی...گربه...بعععع بعععع !!!

 یارو میره نماز جمعه جو میگیرش  موج مکزیکی میاد

 زنه یارو به شوهرش میگه:سه تا حیوون وحشی نام ببر که با (خ) شروع بشه؟ ترکه میگه:خودت خواهرت  خدا بیامرز مادرت

 به علت استقبال گسترده هموطنان شهادت طلب دولت برای برنامه "یک ماه ، یک پرواز، یک سقوط " ثبت نام به عمل می آورد..............شهادت پیشاپیش مبارک

 طرف میخوره زمین واسه اینکه ضایع نشه در جا 800 تا شنا میره

 یه روزیه اصفهانیه تو مسابقه رالی مسافرکشی می کنه

 یارو از برج میلاد میفته پایین همه جمع میشن دورش یزدیه میرسه میگه چیزیش نیست یکتا چای نبات داغ بخوره خوب میشه

 اخبار جدید:رئیس بهشت زهرا به جرم فروش سوالات شب اول قبر دستگیر شد

 امام جمعه اردبیل در خطبه های خود فرمودند:هنگام نوشیدن آب سه تا بسم الله بگویید زیرا در آب سه تا جن هست!...2تا جن بنام هیدرو جن 1 دونه هم بنام اکسی جن

 میگن زمان جنگ یه خلبان عراقی داشت رشت رو بمباران می کرد دید مردم بخار ندارن اومد پایین با کمربندش شروع کرد به زدن مردم

 اصفهانیه خونش آتیش میگیره به آتش نشانی اس ام اس میفرسته

 یه بار ترکها با لرها دعواشون میشه لرها سنگ پرت میکردن ترکها هد میزدن

 اطلاعیه در رشت:پسرهای تک پدر از سربازی معاف می شوند

 تركه رفت توي طويله كه پر از الاغ بود.با خودش گفت عجب آينه كاري قشنگيه!!!

+ نوشته شده توسط اخرین مبارز در یکشنبه دهم شهریور 1387 و ساعت 14:52 |

خوشا عاشق شدن اما جدائی

خوشا عشق و نوای بینوائی

خوشا در سوز عشقی سوختن ها

میان   شعله اش  افروختن ها

چو عاشق از نگارش کام گیرد

چراغ    آرزوهایش   بمیرد

اگر میداد لیلی کام مجنون

کجا افسانه میشد نام مجنون؟

هزاران دل بحسرت خون شدن از عشق

یکی در این میان مجنون شد از عشق

در این آتش هر آنکس بیشتر سوخت

چراغش در جهان روشن تر افروخت

         نوای    عاشقان   در  بینوایست

         دوام   عاشقی ها   در   جدایست

                                                                                           ((مهدی سهیلی)) 

 

 

 

+ نوشته شده توسط اخرین مبارز در جمعه یکم شهریور 1387 و ساعت 15:37 |

عشق !!!

 

ز تو ای عشق در این دل چه شررها دارم

  یادگار از تو چه شبها چه سحرها دارم

با تو ای راهزن دل چه سفرها دارم

  گرچه از خود خبرم نیستو خبرها دارم

                    تومرا واله و آشفته و رسواکردی

                    تو مرا غافل از اندیشه فردا کردی

آی ای عشق ! تو بودی که فریبم دادی

 دل سودا زده ام را به حبیبم دادی

بوسه ها از لب یارم به رقیبم دادی

داوری کشتن من یاد طبیبم دادی

                   ورنه ! اینقدر مهم جور و جفا یاد نداشت

هیچ شیرین سرخونریزی فرهاد نداشت

گرچه ای عشق ! شکایت ز توچندان ندارم

که   بعمری   نتوانم   همه را بشمارم

گرچه از نرگس او ساخته ای بیمارم

گرچه  ز آن زلف و  گره هازده ای در کارم

                    بازهم گرم از این آتش جانسوز توام

سرخوش از آه و غم و درشب و روز توام

عماد خراسانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط اخرین مبارز در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت 15:8 |

 گویند کسان بهشت با حور خوش است من می گویم که آب انگو خوش است

این نـــقد بـگیر و دست از آن نـسیه بدار کـاواز دهل شنیدن از دور خوش است

 

 

 

+ نوشته شده توسط اخرین مبارز در جمعه هجدهم مرداد 1387 و ساعت 15:8 |

این طوری قدم یک خورده بلند تر شده!!!

+ نوشته شده توسط اخرین مبارز در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 و ساعت 12:48 |

 عکس منتخب در مورد بوس کردن

+ نوشته شده توسط اخرین مبارز در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 12:40 |
 

بعد از دیدن این عکس چه حسی به شما دست داد

+ نوشته شده توسط اخرین مبارز در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 و ساعت 20:14 |
+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در جمعه سی و یکم خرداد 1387 و ساعت 22:0 |
+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 و ساعت 0:52 |
+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 0:51 |
+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در جمعه هفدهم خرداد 1387 و ساعت 0:5 |
+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 و ساعت 2:14 |
+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در پنجشنبه نهم خرداد 1387 و ساعت 2:28 |
+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 0:15 |
+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:59 |
+ نوشته شده توسط اخرین مبارز در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:2 |
+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:1 |
+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در جمعه ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:23 |

+ نوشته شده توسط اخرین مبارز در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:51 |

دوستان گرامی عکس های نیمه را در صورت ذخیره کردن کامل میشوند

+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 0:45 |
+ نوشته شده توسط ژنرال شکست خورده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 و ساعت 0:18 |
برای دیدن عکس لنین به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اخرین مبارز در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 و ساعت 1:17 |
+ نوشته شده توسط اخرین مبارز در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 و ساعت 0:21 |