ما زندگی را ندانسته بودیم. و همچنان به تکرار عادات خود ادامه دادیم غافل از اینکه

 

زندگی غیر از این است که ما اموخته ایم. چرا تخم محبت و یک رنگی و مهربانی

 

 را در کویر دل هایمان نکاشتیم؟ چرا در ساغر چشمانمان می  ناب  عطوفت 

 

نیست؟چرا بر لب هایمان  گل سرخ لبخند پژمرده است؟ چرا مهربانی مرده اس؟

 

 چرا زندگی سرد و بی روح است؟ چرا زندگی زندان سرد کینه هاست؟

 

و صد چرا دیگر که بی جواب مانده است.