چرا؟
ما زندگی را ندانسته بودیم. و همچنان به تکرار عادات خود ادامه دادیم غافل از اینکه
زندگی غیر از این است که ما اموخته ایم. چرا تخم محبت و یک رنگی و مهربانی
را در کویر دل هایمان نکاشتیم؟ چرا در ساغر چشمانمان می ناب عطوفت
نیست؟چرا بر لب هایمان گل سرخ لبخند پژمرده است؟ چرا مهربانی مرده اس؟
چرا زندگی سرد و بی روح است؟ چرا زندگی زندان سرد کینه هاست؟
و صد چرا دیگر که بی جواب مانده است.
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 0:59 توسط اخرین مبارز
|
قسم به بوسه آخر، قسم به تیر خلاص،