به خـاطـر خوب داری ، تو قـلبـم غم داری چیزی رو کـم داری

چشمام چرا باز بارونـیـه

شـب همـیشه به همـین آرامـیه

ببین مـنو که باز اینجا تنهـا

بشین نرو بی تو غرق غم هام

سخت برام که پر از کینه شم ،

وقتی تو طبیب خوابمی، پس بیا پیشم

وقتی پیشمی چشمایی من برق داره

 با تو بودن واسم خیلی فرق داره

انگـار بازم دل من بازهوای شب داره

 حتما می خواهی عـاشـق بشی یک باره

بیا پیش من موهات افشـون باشـه

 شایـد خواب من خیال افسـون باشه

زمستون من با تو بـهـار وقتی نیستی دل هوای گریـــــه داره . . .

 صـــــدا  ، صـــــدای تـو

آروم نمی گیرم

آهسته تنـها غرق تو میمیرم

رفتی دل بریدی سـاده ، از منو ، اون همـه بی تـابی

انـگار نه انـگار گفتی با من ، می مونی تا ظـهر مهـتابی

بهـت میگم فقط مال من باش واسه پرواز دو تا بـال من باش

اشـتباه از من یک بار بخـشـش از تـو

دل بستـم به تو تا آخر خط هستم ، دلبنـدم از دنیا دل کنـدم، دلتـنگم 

هنوزم با تو یک رنگـم ، می جنگـم  تو رو بیارم به چنگـم 

می ترسم از اینکه بری دیگه نیایی

گفته بودی با من تا آخرش می یایی

کـاشکـی می دونستی که دیگه طاقـت ندارم

به چه زبونی بهت بگم دوســـتت دارم

رفتی دل بردی سـاده از منو اون همـه بی تـابی

انـگار نه انـگار گفتی با من ، می مونی تا ظـهر مهـتابی

مـهـتـابــــــــی . . .