آدم (مذکر) ارشد مخلوقات
چشم هایت وقتی دروغ می گویی زیبا تر می شوند
اگر می خواهی زیبا ترین باشی همیشه به من بگو دوستت دارم ….
عشق درد سری است که باید برای فراموش کردن ان عشق تازه ای را پیدا کرد
از کنج لبت بوسه ای چو قند گرفتم … از قند لبت من مرض قند گرفتم!
طلا را به وسیله آتش…… زن را به وسیله طلا ……..
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ، ولی با خفت و خواری ، پی شبنم نمیگردم . . .
کیسه کوچک چایی ، تمام عمر ، دلباخته لیوان شد ، ولی هر بار که حرف دلش را می زد ، صدایش در اب جوش می سوخت . کیسه کوچک چای با یک تیکه نخ رفت ته لیوان و حرف دلش را اهسته گفت . لیوان سرخ شد![]()
![]()
![]()
سه چیز در زندگی اموختم:از عشق رسوایی/از دوست بی وفایی/از شب تنهایی
مردسالاری به مثابه گ و ز
می گویند یک روز دخترکی در جمع خانوادگی شان ناغافل، گ و ز ناقابلی زده بود و پس از لحظه ای که خلاء حاکم بر فضا شده بود، پسر کی از جمع شروع کرده بود به دعوا کردن که چرا گ و ز یدی؟
دختر ک گفته بود: «حلوا خور! چرا خودت همیشه می گ و ز ی؟»
و پسرک در جواب: «من مَردَم تو چی؟»
این هم یک جورش است. اسمش را گذاشته ام «مرد سالاری گ و ز ی».
تازه، تنها این که نیست. گ و ز ی های دیگری هم داریم. مثل گذاشتن عنوان های دهن پُرکُنی مثل عنوان بالا برای چیزهایی که نه چندان.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()



قسم به بوسه آخر، قسم به تیر خلاص،