ترس
ترس از به خواب رفتن در شب
ترس از به خواب نرفتن
ترس از رستاخیز گذشته
ترس از اکنونی که بال و پر می گیرد
ترس از زنگ تلفن که سکوت شب را می خراشد
ترس از توفان های الکتریکی
ترس از سگ های که شنیدم گاز نمی گیرند
ترس از اضطراب
ترس از شناسایی کردن جسد یک دوست
ترس از بی پولی
ترس از زیادی داشتن
ترس از پرونده های روانی
ترس از دیر رسیدن
ترس از پیش از دیگران رسیدن
ترس از دست خط بچه هایم روی پاکت نامه ها
ترس از اینکه پیش ار من بمیرند و احساس گناه کنم
ترس از اینکه مجبور شوم دوران سالخوردگی ام را با مادر پیرم سر کنم
ترس از سر درگمی
ترس از اینکه این روز با پیام ناخوشایندی پایان یابد
ترس از بیدار شدن و فهمیدن اینکه تو رفته ای
ترس از دوست نداشتن
ترس از زیاد دوست داشتن
ترس از اینکه چیزی هایی که دوست دارم برای انهایی که دوستشان دارم مرگبار است
ترس از مرگ
ترس از زیاد زندگی کردن
زندگی یعنی ترس بی پایان
![]()
قسم به بوسه آخر، قسم به تیر خلاص،