این بوم محنت از پی آن تا کند خراب،/بر دولت آشیان شما نیز بگذرد.
باد خزان نکبت ایام ناگهان/بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد.
آب اجل - که هست گلوگیر خاص و عام -/بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد.
ای تیغ تان چو نیزه برای ستم دراز!/این تیزی ی سنان شما نیز بگذرد.
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد،/بیداد ظالمان شما نیز بگذرد.
در مملکت، چو غرش شیران گذشت و رفت؛/این عوعوی سگان شما نیز بگذرد.
آن کس که اسپ داشت، غبارش فرو نشست،/گرد سم خران شما نیز بگذرد.
بادی - که در زمانه بسی شمع ها بکشت -/هم بر چراغدان شما نیز بگذرد.
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت؛/ناچار کاروان شما نیز بگذرد.
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن!/تاثیر اختران شما نیز بگذرد.
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید؛/نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد.
بیش از دو روز نبود از آن دگر کسان؛/بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد.
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم؛/تا سختی ی کمان شما نیز بگذرد.
در باغ دولت دگران بود مدتی/این گل؛ ز گلستان شما نیز بگذرد.
آبی ست ایستاده در این خانه مال و جاه؛/این آفتاب ناروان شما نیز بگذرد.
ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طمع!/این گرگی ی شبان شما نیز بگذرد.
پیل فنا - که شاه بقا مات حکم اوست -/هم بر پیاده گان شما نیز بگذرد.
ای دوست! خواهم که به نیکی دعای سیف،/یک روز بر زبان شما نیز بگذرد
قسم به بوسه آخر، قسم به تیر خلاص،